می گویند وقتی آدم منتظر رسیدن دوست است، از یک طرف سعی می کند شرایط را مهیا کند و از طرف دیگر چشم از در بر نمی دارد. امتحان نکرده اید؟ از یک سو نگران کم بودها و کم کاری هایش است و از سوی دیگر مشتاق بوییدن دوست. حس غریبی است.
درباره من
گر باد فتنه هر دو جهان را به هم زند ما و چراغ چـشم و ره انتطار دوست
اطلاعات اضافی
من نگویم که به درد دل من گوش کنید
بهتر آنست که این زمزمه خاموش کنید
عاشقان را بگذارید بنالند همه
مصلحت نیست که این قصه فراموش کنید